ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 154

تاريخ رشيدى ( فارسي )

توده‌هاى مردم به تغييرات تمايل داشته‌اند . رسم آنها اين بود كه خويشاوندان خود را به عقد ازدواج حكام كشورهاى بيگانه‌اى كه با آنها روابط دوستانه داشتند دربياورند و در مقابل همسرى از اعضاى خاندان آن حكام برگزينند ؛ اگر خانى تابع ديگرى بود ، معمولا تقاضاى ازدواج با دختر يا خواهر او را مىكرد ؛ در عين حال بدون ترديد و شايد هم به صورت متداول ، براى طبقات حاكم امكان داشت به همان ترتيبى كه مسلمانان متوسط الحال در تمام دوره‌ها و در بيشتر ممالك دوست داشتند انجام بدهند ، همسران بيگانه را نيز در حرم خود داخل سازند . در طى اين مقتضيات ، خصوصيات فيزيكى قوم اصلى در ميان خاندان رؤسا به زودى كنار گذاشته شد و زبان و عادات نيز به همراه آنها رفت . اما اين امر در مورد توده‌هاى مردم قبيله مىتوانست طور ديگرى باشد . ظاهرا توصيفى در دست نيست كه نشانه شباهت آنها به تركان بوده باشد ؛ برعكس ، توصيف به عمل آمده از يونس خان ، تفاوتى ميان او و توده‌هاى قوم وى ايجاد مىكند . به‌علاوه شايد نتوانيم فرض كنيم كه از شأن و مقام مغول‌ها به دور بوده كه با چنين فرصت‌طلبىهايى به سرعت با همسايگان خود پيوستگى خونى برقرار سازد و در نتيجه خصوصيات بارز قومى او در درازمدت تحليل رود . چنان كه قبلا مشهود شده ، زندگانى مرغزاران و جدايى نسبى « اول » ، بيشتر به حفظ اصالت قومى تمايل داشته است . شايد نتوانيم طول مدتى را كه براى ايجاد تغيير از نوع تدريجى با ازدواج درون گروهى لازم است ، برآورد كنيم ، اما در هر صورت موردى را سراغ داريم كه همان قوم منقل ، بازندگانى در شرايط كم و بيش مجزا و آميختگى بسيار جزئى با اقوام همسايه ، تمام خصوصيات فيزيكى الگوى اصلى و نيز زبان را تا روزگار ما - حدود شش قرن و نيم از تاريخ جابجا شدگانشان در خلال فتوحات منقل - حفظ كرده‌اند . من به هزاره‌هاى افغانستان اشاره مىكنم كه بيشتر آنها هنوز در ريخت و قيافه مانند منقلى غيرقابل اشتباه با اهالى خود مغولستان باقى مانده‌اند . بر طبق اكثر گزارشات مورد اعتماد ، ايشان از زادگان بقاياى لشكر نكودار اغلان يكى از پسران هلاكو « 1 » هستند كه در

--> ( 1 ) . به طور خيلى دقيق هفتمين پسر هلاكو ، كه در پايان قرن سيزدهم به اسلام گراييده ، خود را احمد ناميد و با نام